قلعه گبری دژگاه

قلعه گبری دژگاه مربوط به دوره ساسانیان - دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان فراشبند، روستای گوری واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۱ دی ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۵۱۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

ورود آربایی ها

واژه آریا که معنای آزاده، شریف و بزرگوار می‌دهد به قومی از نژاد هندواروپایی گفته می‌شدکه نیاکان مردمان سرزمینهای ایران، بخشی از آسیای میانه و هندوستان و بخش‌هایی از اروپاهستند. (البته گسترهٔ تاریخی این دو سرزمین که در برگیرندهٔ بخش‌هایی از شبه قارهٔ هند، آسیای میانه، خاور میانه و آسیای کوچک امروزین است). درباره خاستگاه آریائیان که در نوشته‌های کهن اوستا از آن به نام ایرانویج نام برده شده‌است چند دیدگاه طرح شده‌است.

آریائیان حدود دوهزار سال پ. م. به شکل قبیله‌های کوچک در دورترین نقطه شرقی فلات ایران و در مغرب فلات پامیر و برخی معتقدند آنها در شمال کوههای هندو کش و یا در روسیه اطراف دریاچه آرال می‌زیستند.[۱۱] اینان زبان و آداب و رسوم مشترکی داشتند. در دوران باستان، اقوام هندی و ایرانی (آنان که به زبان‌های هند و ایرانی سخن می‌گفتند) خود را آریایی می‌نامیدند. نمونهٔ این اشاره‌ها را می‌توان در اوستا، سنگ‌نبشته‌های هخامنشی و متن‌های کهن هندو (مانند ریگ‌ودا) دید.

بعدها، باافزایش تعداد اعضا، این قبایل ناچار به مهاجرت شدند و به نواحی شرق و غرب و جنوب سرزمین اصلی خود کوچ کردند. دلیل اصلی مهاجرت آنها مشخص نیست، اما به نظر می‌رسد دشوار شدن شرایط اقلیمی و کمبود چراگاه‌ها، از دلایل آن باشد. مهاجرت آریائیان به فلات ایران یک مهاجرت تدریجی بوده و در دوره‌های مختلفی صورت گرفته‌است که در پایان دوران نوسنگی (۷۰۰۰ سال پ.م.) آغاز شد و تا ۴۰۰۰ پ.م. ادامه داشته‌است. آریاییان ساکن سرزمین‌هایی هستند که از دورترین مرزهای شرقی هندوستان تا اروپا امتداد دارد. به همین جهت به آنان نژاد هندو-اروپایی گفته می‌شود.

نخستین آریایی‌هایی که به ایران آمدند شامل کاسی‌ها (کانتوها - کاشی‌ها)، لولوبیان و گوتیان بودند. کاسی‌ها تمدنی را پایه گذاری کردند که امروزه ما آن را بنام تمدن تپه سیلک می‌شناسیم. لولوبیان و گوتیان نیز در زاگرس مرکزی اقامت گزیدند که بعدها با آمدن مادها بخشی از آنها شدند. سه گروه بزرگ آریایی به ایران آمدند و هر یک در قسمتی از ایران سکنی گزیدند: مادها در شمال غربی ایران، پارس‌ها در قسمت جنوبی و پارت‌ها در حدود خراسان امروزی. نخستین دسته از آریاییان که در نواحی غرب ایران موفق به تشکیل حکومت شد، قوم ماد بود. پارس‌ها، قوم دیگر آریایی، ابتدا در نواحی شمال و غرب ایران ساکن شدند و سپس به تدریج به سوی جنوب کوچ کردند. پارس‌ها شاهنشاهی هخامنشیان را بر پا کردند. پارت‌ها، دیگر قوم آریایی، ابتدا در نواحی شرقی حدود ماورالنهر می‌زیستند. آنان موفق به تشکیل شاهنشاهی اشکانی شدند.

تورانی‌ها و سکاها نیز از اقوام آریایی بودند که از سوی شمال به سرزمین ایران وارد شدند. این اقوام تمدنی پایین تر از دیگر اقوام آریایی داشتند. دسته‌ای از سکاها که از راه قفقاز به داخل ایران راه یافتند، ابتدادردامنه کوههای زاگرس جای گرفتند. اما بعدها به سکستان رفتند و آن سرزمین را به کانون تمدنی بزرگ، (شهر سوخته زابل) بدل ساختند. بیشتر افسانه‌های شاهنامه، درمیان قوم سکا و سرزمین ایشان که سکستان و بعدها سیستان خوانده شد اتفاق افتاده‌است.

یکی از دیدگاه‌ها می‌گوید که آریائیان در حدود هشت‌هزار سال پیش در جنوب سیبری و در اطراف دریاچه آرال می‌زیستند که با مهاجرتی که به طرف جنوب داشتند بخشی به هند و افغانستان و بخشی نیز به طرف کوههای قفقاز حرکت کرده‌اند که قوم‌های ماد و پارس از کوهها گذشتند و در اطراف دریاچه ارومیه سکنی گزیداند و بخش دیگری به سمت اروپا حرکت کردند. دیدگاه‌ دیگر آناتولی؛ آذرآبادگان؛ قفقاز و... را خاستگاه نخست این قوم می‌داند.
تازه‌ترین دیدگاه در این باره را جهانشاه درخشانی طرح کرده‌است. درخشانی خاستگاه این قوم را بستر کنونی خلیج فارس می‌داند که در دوران یخبندان بی آب بوده و پس از بالا آمدن آبهای دریای آزاد آریاییان به تدریج به فلات ایران و پهنه‌های میان‌رودان تا فلسطین کوچ کرده‌اند و تمدن‌های آغازین آن دیارها را بنیاد گذارده‌اند. بر پایه همین دیدگاه پهنه‌های شمالی نمی‌توانسته‌اند خاستگاه آریائیان بوده باشند زیرا هوای سرد دوران یخبندان امکان زیست در آن مناطق را نمی‌داده‌است.

نادر شاه افشار



 

 

سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسی

زندگینامه و بیوگرافی مختصری نادر شاه افشار
نادر شاه افشار از ایل افشار بود او از مشهورترین پادشاهان ایران بعد از اسلام است ، ابتدا نادر قلی یا ندرقلی نامیده می شد موقعی که افغانها و روس ها و عثمانی ها از اطراف بایران دست انداخته بودند و مملکت در نهایت هرج و مرج بود یکعده سوار با خود همراه کرد و به طهماسب صفوی که کین پدر برخواسته بود همراه شد فتنه های داخلی را خواباند افغانها را هم بیرون ریخت ، شاه طهماسب صفوی از شهرت و اعتبار نادر در بین مردم دچار رشک و حسادت گشت و برای نشان دادن قدرت خود با لشکری بزرگ به سوی عثمانی تاخت و در آن جنگ هزاران سرباز ایرانی را در جنگ چالدران بدلیل عدم توانایی به کشتن داد و خود از میدان جنگ گریخت نادر با سپاهی اندک و خسته از کارزار از مشرق به سوی مغرب ایران تاخت و تا قلب کشور عثمانی پیش رفت و سرزمینهای بسیاری را به خاک ایران افزود و از آنجا به قفقاز تحت اشغال روس ها رفت که با کمال تعجب دید روسها خود پیش از روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته اند در مسیر بر گشت در سال 1148 در دشت مغان در مجلس ریش سفیدان ایران از فرماندهی ارتش استعفا نمود و دلیلش اعمال پس پرده خاندان صفوی بود . و خود عازم مشهد شد در نزدیکی زنجان سوارانی نزدش آمدند و خبر آوردند که مجلس به لیاقت شما ایمان دارد و در این شراط بهتر است نادر همچنان ارتش دار ایران باقی بماند و کمر بند پادشاهی را بر کمرش بستند . او  سه بار به هند اخطار نمود که افسران اشرف افغان را که حدودا 800 نفر بودند و در قتل عام مردم ایران نقش داشتند را به ایران تحویل دهد که در پی عدم تحویل آنها سپاه ایران از رود سند گذشتند و هندوستان را تسخیر نمود ند 800 متجاوز افغان را در بازار دهلی به دار زدند و بازگشتند و نادر شاه حکومت محمد گورکانی را به او بخشید و گفت ما متجاوز نیستیم اما از حق مردم خویش نیز نخواهیم گذشت محمد گورکانی بخاطر این همه جوانمردی نادر از او خواست هدیه ای از او بخواهد و نادر قبول نکرد و در پی اسرار او گفت جوانان ایران به کتاب نیازمندند سالها حضور اجنبی تاریخ مکتوب ما را منهدم نموده است  محمد گورکانی متعجب شد او علاوه بر کتابها جواهرات بسیاری به نادر هدیه نمود که بسیاری از آن جواهرات اکنون پشتوانه پول ملی ایرا ن در بانک مرکزی  است . 12 سال سطنت نمود و در سال 1160 بوسیله عده ای خائن  کشته شد . نکته قابل ذکر آنست که  او از 15 سالگی تا 25 سالگی بهمراه مادرش در بردگی ازبکان گرفتار بود و با مرگ مادرش از اردوگاه ازبکان گریخت و پس از آن با جوانان آزادیخواهی همپیمان شد .

نادر شاه افشار در حال حاضر یکی از دو پادشاه محبوب گذشتگان ایران است نام او و کورش هخامنشی دل ایرانیان را گرم و به شوق می آورد . اندیشمند میهن پرست کشورمان(( ارد بزرگ )) در مورد نادر شاه افشار می گوید : او توانست از خراب آبادی که دشمنان برایمان ساخته بودند کشوری باشکوه بسازد نام او همیشه برای ایرانیان آشنا و دوست داشتنی خواهد بود .

 

 http://tradea.org/uploads/p/pandha/1683.jpg

 

در اینجا گزیده ای از سخنان نادر شاه افشار پادشاه ایران زمین را تقدیم می کنم :


نادر شاه افشار : میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند .

نادر شاه افشار : سکوت شمشیری بوده است که من همیشه از آن بهره جسته ام .

نادر شاه افشار : تمام وجودم را برای سرفرازی میهن بخشیدم به این امید که افتخاری  ابدی برای  کشورم کسب کنم .

نادر شاه افشار : باید راهی جست در تاریکی شبهای عصیان زده سرزمینم  همیشه به دنبال نوری بودم نوری برای رهایی سرزمینم از چنگال اجنبیان ، چه بلای دهشتناکی است که ببینی همه جان و مال و ناموست در اختیار اجنبی قرار گرفته و دستانت بسته است نمی توانی کاری کنی اما همه وجودت برای رهایی در تکاپوست تو می توانی این تنها نیروی است که از اعماق و جودت فریاد می زند تو می توانی جراحت ها را التیام بخشی و اینگونه بود  که پا بر رکاب اسب نهادم به امید سرفرازی ملتی بزرگ .

نادر شاه افشار : از دشمن بزرگ نباید ترسید اما باید از صوفی منشی جوانان واهمه داشت . جوانی که از آرمانهای بزرگ فاصله گرفت نه تنها کمک جامعه نیست بلکه باری به دوش هموطنانش است.

نادر شاه افشار : اگر جانبازی جوانان ایران نباشد نیروی دهها نادر هم به جای نخواهد رسید .

نادر شاه افشار : خردمندان و دانشمندان  سرزمینم ، آزادی اراضی کشور با سپاه من و تربیت نسلهای آینده با شما ، اگر سخن شما مردم را آگاهی بخشد دیگر نیازی به شمشیر نادرها نخواهد بود .


نادر شاه افشار : وقتی پا در رکاب اسب می نهی بر بال تاریخ سوار شده ای شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادی اشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند . پس با عمل خود می آموزانیم که پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند .و آنان خواهند آموخت آزادی اشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند .

نادر شاه افشار : هر سربازی  که بر زمین می افتد و روح اش به آسمان پر می کشد نادر می میرد و به گور سیاه می رود نادر به آسمان نمی رود نادر آسمان را برای سربازانش می خواهد و خود بدبختی و سیاهی را ، او همه این فشارها را برای ظهور ایران بزرگ به جان می خرد پیشرفت و اقتدار ایران  تنها عاملی است که فریاد حمله را از گلوی غمگینم بدر می آورد و مرا بی مهابا به قلب سپاه دشمن می راند ...

نادر شاه افشار : شاهنامه فردوسی خردمند ، راهنمای من در طول زندگی بوده است .

نادر شاه افشار : فتح هند افتخاری نبود برای من دستگیری متجاوزین و سرسپردگانی مهم بود که بیست سال کشورم را ویران ساخته و جنایت و غارت را در حد کمال بر مردم سرزمینم روا داشتند . اگر بدنبال افتخار بودم سلاطین اروپا را به بردگی می گرفتم . که آنهم از جوانمردی و خوی ایرانی من بدور بود .

نادر شاه افشار : کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است .

نادر شاه افشار : هنگامی که برخواستم از ایران ویرانه ای ساخته بودند و از مردم کشورم بردگانی زبون ، سپاه من نشان بزرگی و رشادت ایرانیان در طول تاریخ بوده است سپاهی که تنها به دنبال حفظ  کشور و امنیت آن است .

نادر شاه افشار : لحظه پیروزی برای من از آن جهت شیرین است که پیران ، زنان و کودکان کشورم را در آرامش و شادان ببینم .

نادر شاه افشار : برای اراضی کشورم هیچ وقت گفتگو نمی کنم بلکه آن را با قدرت فرزندان کشورم به دست می آورم .

نادر شاه افشار : گاهی سکوتم ، دشمن را فرسنگها از مرزهای خودش نیز به عقب می نشاند .

نادر شاه افشار :کیست که نداند مردان بزرگ از درون کاخهای فرو ریخته به قصد انتقام بیرون می آیند انتقام از خراب کننده  و ندای از درونم می گفت برخیز ایران تو را فراخوانده است و برخواستم  .

 




آینده ی بزرگ برای دژگاه

میدان گازی که 2 بار کشف شد؟!
با وجود اعلام کشف میدان جدید گازی " هالگان" اما ابهاماتی در مورد این اکتشاف جدید وزارت نفت وجود دارد.
سید مسعود میرکاظمی وزیر نفت 17 بهمن ماه امسال از کشف میدان جدید گازی "هالگان" در استان فارس خبر داد اما با وجود گذشت نزدیک به 10 روز از اعلام این اکتشاف جدید تاکنون از سوی وزارت نفت اطلاعات تکمیلی در مورد حجم دقیق ذخایر هیدروکربوری این میدان گازی اعلام نشده است.
در این باره وزیر نفت هفته گذشته در مراسمی در حالی از کشف این میدان جدید گازی در جنوب استان فارس خبر داده است که در مورد ویژگی های اکتشافی این میدان گازی جزئیاتی اعلام نکرد.
بر اساس گزارش های منتشر شده در سایت رسمی وزارت نفت، با توسعه میدان گازی هالگان امکان تولید روزانه 50 میلیون مترمکعب گاز به مدت 20 سال فراهم خواهد شد.
وزیر نفت همچنین درباره این اکتشاف جدید گازی گفته است: با فرض قیمت 30 سنت برای هر متر مکعب گاز و 70 دلار برای هر بشکه میعانات گازی این میدان، پیش بینی می شود بیش از 80 میلیارد دلار درآمد با توسعه این میدان نصیب کشور شود.
این در حالی است که وزرای سابق نفت همچون غلامحسین نوذری و سید کاظم وزیری هامانه نیز در اعلام اکتشافات جدید نفت و گاز جزئیاتی را در مورد مراحل اکتشافی این میادین در اختیار رسانه ها قرار داده بودند.
از سوی دیگر یک مقام مطلع با بیان اینکه به نظر می رسد میدان جدید گازی هالگان اکتشاف جدیدی نباشد، به خبرنگار جهان، گفت: با توجه به فاصله نزدیک طاقدیس های گازی در جنوب استان فارس شواهد حاکی از آن است که کشف جدید گازی در این منطقه حاصل نشده است و این منطقه جدید ،بخشی از همان منطقه کشف شده قبلی است.
بررسی سوابق تاریخی اکتشاف در حوزه زاگرس جنوبی و به ویژه لایه های هیدروکربوری جنوب استان فارس نشان می دهد که تاقدیس سفید زاخور در بخش گاز خیز جنوب استان فارس و در فاصله حدود 150 کیلومتری جنوب شرقی شیراز، جنوب میدان گازی آغار و در غرب میادین گازی دی و دالان قرار گرفته است.
پیش از این در حد فاصل سالهای 1382 تا 1384 مطالعات اکتشافی بیشتری در بر روی لایه های طاقدیس گازی سفید زاخور انجام شده است که در نهایت با انجام نزدیک به 160 کیلومتر عملیات لرزه نگاری اکتشافی دو بعدی اطلاعات بیشتری از ساختار زمین شناسی این منطقه بدست آمده است.
از سوی دیگر بررسی طاقدیس حوزه گازی سفید زاخور نشان می دهد که در این تاقدیس، سازندهای گازی همچون آغاجاری، گچساران، آسماری، لار و هالگان وجود دارد که مجموع این سازندها منجر به کشف میدان عظیم سفید زاخور در اواسط سال 1386 شده است.
بر این اساس پیش از این سید کاظم وزیری هامانه وزیر سابق نفت در مرداد ماه سال 1386 از کشف میدان گازی سفید زاخور در نزدیکی شهرستان قیر در استان فارس با 11 میلیارد و 400 میلیون فوت مکعب ذخایر گاز درجا خبر داده بود.
حال باید دید که وزارت نفت در مورد ابهامات موجود درباره این کشف جدید گازی چه توضیحاتی در روزهای آینده ارائه خواهد کرد؟

دژگاه-اکتشاف میدان نفت وگاز هلیگان

علام جزئيات اكتشافاتي در ميدان گازي هالگان؛ كشف 355 ميليارد مترمكعب گاز درجا در ميدان گازي هالگان/ امكان استحصال 98 ميليون بشكه ميعانات گازي در ميدان هالگان مدير امور اكتشاف شركت ملي نفت ايران، از اكتشاف 355 ميليارد مترمكعب گاز درجا در ميدان گازي هالگان خبر داد.

سيد محمود محدث؛ مدير امور اكتشاف شركت ملي نفت ايران در گفت و گو با خبرنگاران پايگاه اطلاع رساني شركت ملي نفت ايران و شانا به تشريح جزئيات تازه اكتشاف در ميدان گازي هالگان پرداخت و گفت: اكتشافات جديد در ميدان گازي هالگان از وجود 355 ميليارد مترمكعب گاز درجا در اين ميدان خبر مي دهد كه با احتساب 70 درصد نفت قابل استحصال آن، به رقم 8 هزار و 938 ميليارد فوت مكعب گاز استحصالي خواهيم رسيد.

وي ادامه داد: ميدان گازي هالگان در عين حال 249 ميليون بشكه ميعانات گازي درجا دارد كه از اين رقم نيز در حدود 98 ميليون بشكه ميعانات گازي قابل استحصال خواهد بود.

مدير امور اكتشاف شركت ملي نفت ايران يادآور شد: با قيمت‌هاي كنوني، ارزش اقتصادي گاز و ميعانات گازي ميدان هالگان، بيش از 83 ميليارد دلار است، اين در حالي است كه براي اكتشاف اين ميدان گازي تنها 36 ميليون دلار در مدت 5/2 سال هزينه شده است.

محدث خاطرنشان كرد: ميدان گازي هالگان ميدان وسيع و مستقلي است كه بر اساس مطالعات انجام شده در حدود 50 كيلومتر طول و 11 كيلومتر عرض دارد.

مدير امور اكتشاف شركت ملي نفت ايران همچنين درباره جزئيات عمليات اكتشافي در اين ميدان نيز گفت: به دليل سختي زمين كه از لايه هاي پر فشار اين ميدان ناشي شده بود، عمليات حفاري اكتشافي در اين ميدان به سختي و كندي پيش مي رفت و براي رسيدن به نتيجه مطلوب در مجموع حفر چاهي با عمق 4999 متر در دستور كار قرار گرفت.

وي ادامه داد: در ادامه چندين لايه مخزني شامل كنگان، دالان بالايي، نار و دالان پاييني مورد آزمايش قرار گرفت و در نهايت 12 هزار و 400 ميليارد فوت مكعب گاز، به عنوان حجم ذخيره اين ميدان محاسبه و اعلام شد.

اكتشاف چندين ميدان گازي در جنوب فارس

محدث همچنين درباره ايجاد شبهاتي در زمينه اكتشافات انجام شده در جنوب فارس و حوزه زاگرس جنوبي توضيح داد: مطالعات كاملي در استان فارس براي اكتشافات جديد انجام شد و يك پروژه لرزه نگاري 2 بعدي به مساحت 1000 كيلومتر در سال 83 در اين منطقه انجام شد.

وي ادامه داد: در همين راستا، وجود چند هدف اكتشافي قابل حفاري در اين منطقه محرز شد و پس از انجام كار كارشناسي و بررسي شانس بيشتر، نياز به عمق كمتر و دسترسي آسان به نقطه حفاري دكل، اهداف اكتشافي اولويت بندي شدند.

مدير امور اكتشاف شركت ملي نفت ايران افزود: اولين چاه هاي حفاري در ميادين دي، سفيد زاخور و  تابناك حفر شد و برنامه ريزي دقيقي براي حفاري ميادين هالگان، سفيد باغون و ميادين ديگر اين حوزه انجام و قرار شد طي يك برنامه 5 ساله، دستگاه هاي حفاري در اين ميدان ها مستقر شود.

در ميان اهداف اكتشافي، ميدان دي از فشار گاز مناسبي برخوردار بود. پس از آن ميدان سفيد زاخور در سال 86حفاري و با حفر يك حلقه چاه اكتشافي، نتيجه اعلام شد.

پس از آن حفاري ميادين هالگان و سفيد باغون به طور همزمان در دستور كار قرار گرفت كه نتجه عمليات اكتشافي ميدان سفيد باغون در ارديبهشت 88 اعلام شد و نتايج اكتشاف ميدان هالگان نيز 17 بهمن ماه امسال، در مراسم امضاي قرارداد طرح توسعه ميدان گازي كيش از سوي سيد مسعود ميركاظمي؛ وزير نفت، اعلام شد.

وي خاطر نشان كرد: ميدان هالگان در 73 كيلومتري شمال بندر عسلويه واقع شده است.

محدث همچنين درباره روند انجام فعاليت هاي اكتشافاتي در شركت ملي نفت ايران نيز گفت: انجام كليه مطالعات ژئوفيزيك، مخزني، مهندسي نفت و آزمايش لايه هاي مخزني بر عهده مديريت اكتشاف شركت ملي نفت ايران است؛ در عين حال براي انجام پروژه ها از توان اجرايي پيمانكاران داخلي استفاده مي شود كه در اين مورد نيز مديريت اكتشاف، مسئوليت نظارت بر روند اجراي پروژه را بر عهده دارد.

دیوانه


مردی هندی که ۳۸ سال دستش را بالا نگه داشته است !!
 
   مردی هندی که
 38 سال دستش را بالا نگه 
داشته است!!
تا سال ۱۹۷۰ عمار بهاراتی یک مرد عادی بود که زندگی معمولی با یک همسر و سه فرزند داشت تا اینکه یک روز صبح
عمار بهاراتی” یک مرد مقدس هندی است که ادعا کرده دست راستش را از سال ۱۹۷۳ تا الان که حدود ۳۸ سال می شود بالا نگه داشته و هنوز پایین نیاورده است.  
مردی هندی که
 38 سال دستش را بالا نگه 
داشته است!!
دست وی سمبلی برای پرستشگران “شیوا” در سراسر هند شده است.
تا سال ۱۹۷۰ عمار بهاراتی یک مرد عادی بود که زندگی معمولی با یک همسر و سه فرزند داشت تا اینکه یک روز صبح که از خواب بیدار شد تصمیم به ترک همه چیز گرفت و زندگی اش را وقف خدمت به “شیوا” خدای هندوها کرد! اما پس از سه سال فهمید هنوز هم وابستگی هایی به زندگی و لذت های آن دارد وی برای رهاسازی خویش بازوی دست خود را بالا نگه داشت و همچنان پس از ۳۸ سال بازوی خود را همچنان بالا نگه داشته است و حتی اگر خودش هم بخواهد نمی تواند دستش را پایین بیاورد و یا حتی استفاده ای از دستش بکند.
برخی می گویند وی به خاطر جنگ هایی که در سراسر جهان رخ می‌دهد دستش را به نشانه ی صلح و آرامش بالا برده است.
این کار وی باعث شده عمار مریدانی نیز پیدا کند.مریدان وی دستان راستشان را برای هفت ;سیزده و یا حتی ۲۵ سال بالا نگه داشته اند!
آنها ادعا کرده اند این کار صرفا یک عمل جسمی نیست و با رنج و درد فراوانی همراه بوده است.بهاراتی نیز می گوید این کار درد طولانی و فراوانی برایش به همرا داشته است.به همین دلیل هم بازویش کاملا لاغر است و در حالت عجیبی قرارا گرفته است.
در انتهای این بازوی بالا نگه داشته ناخن هایی را می توانید ببینید که به دلیل گرفته نشدن بلند شده و در هم پیچیده اند ! 
این مرد هندی کارهای عجیبی را با نام مذهب انجام می دهد که شامل حمام نکردن در طول عمرش و گرفتن روزه های طولانی مدت می باشد!

تابستان


فصل تابستان
فصل تابستان

تابستان فصل دوم از چهار فصل سال در گاهشماری خورشیدی است و به موسم گرما گفته می‌شود.

فصل تابستان برای نیمکره شمالی زمین، از اول تیرماه شروع شده و تا پایان شهریورماه (۳۱ شهریور) ادامه پیدا می کند. و شامل سه ماه تیر، مرداد و شهریور است. درحالیکه همین دوره زمانی برای نیمکره جنوبی زمستان است. و تابستان نیمکره جنوبی متقابلا هنگامی است که در نیمکره شمالی زمستان است.

این فصل بین دو فصل بهار و پاییز قرار گرفته است.

پس از اتمام تابستان، شروع رسمی سال تحصیلی می باشد.

یوسف کرمی

سرنوشت تلخ تکواندو ایران / شکست سنگین یوسف کرمی

دیگر ورزشها - با شکست یوسف کرمی، تکواندو ایران شانس کسب مدال طلا در المپیک را از دست داد.

به گزارش خبرآنلاین؛ یوسف کرمی که خیلی ها از او انتظار کسب مدال طلای المپیک را داشتند، با شکست در اولین مسابقه، شانس کسب مدال طلا را از دست داد. تکواندوکار وزن 80- کیلوگرم ایران در اولین دیدار خود برابر تکواندوکار اسپانیا ایستاد اما با شکستی سنگین مسابقه را به پایان رساند. یوسف کرمی در مصاف با گارسیا، بسیار ضعیف کار کرد و مسابقه را با نتیجه 8 بر دو واگذار کرد.

کورش بزرگ

cyrus Optimized 150x150 داستان کوتاه کوروش کبیر و پانته آ

بدون شک تابلویی که در این پست می بینید روایت کننده ی یکی از جذاب ترین و دراماتیک ترین داستان های تاریخ ایران می باشد. این تابلو اثر وینسنت لوپز هنرمند اسپانیایی قرن 18 می باشد. دهخدا بر اساس روایت گزنفون نقل می کند که داستان از این قرار بوده است که مادی ها پس از برگشت از جنگ شوش غنایمی برای خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به نزد کوروش آوردند. از آن جمله زنی بود بسیار زیبا که گفته می شد زیباترین ه زنان شوش به حساب می آمد و پانته آ نامیده می شد وشوهر او به نام آبراداتاس برای ماموریتی از جانب پادشاه خود به ماموریت رفته بود.

چون وصف زیبایی زن را به کوروش گفتند و نیز از آبراداتاس نام بردند کوروش گفت صحیح نیست که این زن شوهردار برای من شود و او را به یکی از ندیمان خود سپرد تا او را نگه دارد تا هنگامی که شوهرش از ماموریت بازگشت او را به شوهرش بازسپارند.
در این هنگام اطرافیان کوروش با توصیف زیبایی های این زن به او گفتند لااقل یک بار او را ببین شاید که نظرت عوض شد!

اما کوروش گفت : نه , می ترسم او را ببینم و عاشقش بشوم و نتوانم او را به شوهرش پس بدهم …
ندیم کوروش که مردی بود به نام آراسپ و پانته آ را به او سپرده بودند عاشق این زن شد و خواست که از او کام بگیرد. به ناچار پانته آ از کوروش درخواست کمک کرد و کوروش نیز آراسپ را سرزنش کرد و زن را از دست او نجات داد و البته آراسپ مرد نجیبی بود و به شدت شرمنده شد و در ازای آن کار به دنبال آبراداتاس رفت (از طرف کوروش) تا او را به سوی ایران فرا بخواند …
سپس آبرداتاس به ایران آمده و از ما وقع اطلاع حاصل یافت. پس برای جبران جوانمردی کوروش برخود لازم دید که در لشکر او خدمت کند.
می گویند در هنگامی که آبراداتاس به سمت میدان جنگ روان بود پانته آ دستان او را گرفت و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود گفت: << قسم به عشقی که من به تو دارم و عشقی که تو به من داری… کوروش به واسطه جوانمردی که حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند ونیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم … >>
خلاصه اینکه در جنگ مورد اشاره آبراداتاس کشته می شود و پانته آ به بالای جسد او می رود و به شیون وزاری می پردازد. کوروش به ندیمان پانته آ سفارش می کند که  مواظب باشند کاردست خودش ندهد . شیون و زاری این زن عاشق هنوز در گوش تاریخ می پیچد و تن هر انسانی را به لرزه در می آورد که می گفت :افسوس ای دوست باوفا و خوبم ما را گذاشتی و در گذشتی … به درستی که همانند یک فاتح در گذشتی
پس از آن در پی غفلت ندیمه چاقویی که همراه داشت را در سینه خود فرومی کند و در کنار جسد شوهرش جان می سپارد .
هنگامی که خبر به کوروش می رسد ندیمه نیز از ترس خود را می کشد برای همین است که در تایلو جسد زنان دو تا است . و باقی داستان که در تابلو مشخص است . آری چنین است که بزرگمردی  به نام کوروش در تاریخ جاودانه می شود

مرید و مرشد

روزگاری مرید ومرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفر هایشان در بیابانی گم شدند وتا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید. نا گهان از دور نوری دیدند وبا شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می کند.آن ها آن شب را مهمان او شدند. واو نیز از شیر تنها بزی که داشت به آن ها داد تا گرسنگی راه بدر کنند. روز بعد مرید و مرشد از زن تشکر کردند و به راه خود ادامه دادند. در مسیر، مرید همواره در فکرآن زن بود و این که چگونه فقط با یک بز زندگی می گذرانند و ای کاش قادر بودند به آن زن کمک می کردند،تا این که به مرشد خود قضیه را گفت.مرشد فرزانه پس از اندکی تامل پاسخ داد:"گر واقعا می خواهی به آن ها کمک کنی برگرد و بزشان را بکش! مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت وبرگشت و شبانه بز را در تاریکی کشت واز آن جا دور شد.... سال های سال گذشت و مرید همواره در این فکر بود که بر سر آن زن و بجه هایش چه آمد. روزی از روزها مرید ومرشد قصه ما وارد شهری زیبا شدند که از نظر تجاری نگین آن منطقه بود.سراغ تاجر بزرگ شهر را گرفتند و مردم آن ها را به قصری در داخل شهر راهنمایی کردند.صاحب قصر زنی بود با لباس های بسیار مجلل و خدم و حشم فراوان که طبق عادتش به گرمی از مسافرین استقبال و پذیرایی کرد، و دستور داد به آن ها لباس جدید داده و اسباب راحتی و استراحت فراهم کنند. پس از استرا حت آن ها نزد زن رفتند تا از رازهای موفقیت وی جویا شوند. زن نیز چون آن ها را مرید و مرشدی فرزانه یافت، پذیرفت و شرح حال خود این گونه بیان نمود: سال های بسیار پیش من شوهرم را از دست دادم و با چند فرزندم و تنها بزی که داشتیم زندگی سپری می کردیم. یک روز صبح دیدیم که بزمان مرده و دیگر هیچ نداریم. ابتدا بسیار اندوهگین شدیم ولی پس از مدتی مجبور شدیم برای گذران زندگی با فرزندانم هر کدام به کاری روی آوریم.ابتدا بسیار سخت بود ولی کم کم هر کدام از فرزندانم موفقیت هایی در کارشان کسب کردند.فرزند بزرگ ترم زمین زراعی مستعدی در آن نزدیکی یافت. فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا کرد ودیگری با قبایل اطراف شروع به داد و ستد نمود. پس از مدتی با آن ثروت شهری را بنا نهادیم و حال در کنار هم زندگی می کنیم. مرید که پی به راز مسئله برده بود از خوشحالی اشک در چشمانش حلقه زده بود....
نتیجه: هر یک از ما بزی داریم که اکتفا به آن مانع رشدمان است،و باید برای رسیدن به موفقیت و موقعیت بهتر آن را فدا کنیم.

دژگاه-فردا

مدتی می گذرد

خانه ام خیس تر از دیروز است

دوستانم همه جا می خندند

و خبری از فردا نیست

تازگی ها بغض یک کودک پیر

سینه ی شاد مرا می بافد

و دمادم مرگ مرا

در شن زاری از تردید

که مردگانش شب ها

زندگان را

با هوس های نهیب می بیند

غرق می کند

و توحش بی گاه

با خبر های خیال انگیزش

بر در سوخته ی شهر می تازد

تا زندگی را

در کام اهورا

که گاه گاه بوسه ی خشک به زمین می ریزد

قطع کند

و باران داشت

پس یک تپه ی دور 

کوله بارش را گریه کنان می بست

مدتی می گذرد

وابهام دیروز

همچنان اشک مرا می سازد

و خبری از فردا نیست


افتخار آفرینی بهداد سلیمی و سجاد انوشیروانی

http://img.roozeno.com/di-4TYD.jpg

احسان حدادی

قهرمان پرتاب دیسک کشورمان در مسابقات پرتاب دیسک المپیک لندن به مدال نقره دست یافت. حدادی که برای نخستین بار توانست مدال نقره مسابقات المپیک را بر گردنش بیاویزد رقابت نزدیکی با رقیب آلمانی اش داشت.او فقط 9 سانتی متر از رقیبش کمتر پرتاب کرد تا رنگ مدالش در این رقابت ها نقره شود.
به گزارش مشرق، احسان حدادی که روز گذشته توانسته بود به فینال پرتاب دیسک بازی‌های المپیک 2012 لندن صعود کند امشب رقابت خود  با 12 حریف را آغاز کرد.

وی در اولین پرتاب خود دیسک را به طول 68 متر و 18 سانتی متر پرتاب کرد که در رده نخست قرار گرفت.

او در بار دوم 64 متر و 9 سانتی متر پرتاب کرد و در پرتاب سوم خود نیز دیسک را 67 متر و 28 سانتی متر پرتاب کرد.

قهرمان پرتاب دیسک ایران و آسیا در پرتاب چهارم دیسک را به طول 66 متر و 98 سانتی متر پرتاب کرد.

احسان در حرکت پنجم حرکت خود را با خطا پشت سر گذاشت اما هارتینگ آلمانی که یکی از جدی ترین رقبای حدادی به شمار می آمد توانست با رکورد  68.27 از او جلو بزند.

در آخرین حرکت،احسان نتوانست رکورد هارتینگ را بشکند اما با همان پرتاب اول خودش کاری کرد که با شایستگی توانست برای نخستین بار مدال نقره رقابت های المپیک را بر گردن خودش بیاویزد.این مدال هر چند رنگش طلایی نبود اما ارزش آن چیزی کمتر از طلا برای کاروان ایران نیست.  این اولین مدال دوومیدانی ایران در تاریخ المپیک بود.

امید نوروزی

امید نوروزی، دومین طلایی ایران در لندن گزارش تصویری

کشتی - امید نوروزی هم برای ایران در المپیک لندن مدال طلا گرفت.

نمایش اسلاید
امید نوروزی و محمد بنا

 امید نوروزی، کشتی گیر وزن 60 کیلوی تیم ملی کشتی فرنگی ایران در فینال المپیک رقیب خود را شکست داد تا پس از حمید سوریان، دومین طلایی کاروان ورزشی ایران در المپیک 2012 لندن باشد.

غرور ملی

گروه اینترنتی شمیم وصل

قهرمانی دلاور مرد کشتی فرنگی ایران ،

پهلوان حمید سوریان


گروه اینترنتی شمیم وصل

در مسابقات المپیک لندن را به تمامی هموطنان محترم،

صمیمانه تبریک عرض می نمایم.
گروه اینترنتی شمیم وصل